چقدر حرف مي زني هم وطن جان !
واقعا گاهي از اين همه هم زبان به ستوه مي آيم !!!
اين موقع هاست كه دوست دارم برم در آغوش تهاجم فرهنگي :)
مثل هميشه مي رويم سراغ وست لايف ! دوست جون هاي قديمي ِ عزيزمان !

Shadow fill an empty heart as love is fading
From all the things that we are but are not saying
Can we see beyond the scars and make it to the dawn?
سايه يک قلب خالي را پر مي کند،
همانطور که عشق از تمام چيزهايي که هستيم و
نمي گوييم رنگ مي بازد
مي توانيم آنسوي زخم ها را ببينيم و تا سپيده دم دوام بياوريم؟
ادامه مطلب...








The current outbreak of swine flu is caused by a virus that is
endemic in pigs. People who are in contact with pigs are at risk for the
disease.
Once the virus beings to spread from human to human there is a
risk of a world wide pandemic.
|
|
The virus is characterized by |
1 The virus uses its
antigens to attach to the surface of cells in the noes, throat and lungs
2 The cell engulfs the
virus
3 The virus is able
to pierce the bubble of cell membrane that encloses it and release its RNA cargo
into the cell
4 In the
nucleus copies of the viral RNA are made
5 Viral messenger RNA causes the cell to make
viral proteins
6 These
proteins and RNA migrate to the cell s surface where they are assembled into new
virus particles
7 New
virus start budding off from the cell surface
Swine Flu Around The World
The human swine flu outbreak began in Mexico. Authorities in Mexico closed school, museums, libraries and theaters in the capital on Friday to try to contain an outbreak.
The disease has been detect in the U.S and other countries. The World Health organization has raised the level of influenza pandemic alert from the current phases 3 to phase 4 indicating that human-to-human transmission of the virus is taking place.
چرخه زندگی آنفلوآنزای خوکی
شيوع متدوال
آنفلوآنزاي1 خوکي
(نوعي بيماري تنفسی همه گير بومي ، در ميان خوک ها) از ویروس آنفلوآنزای تیپ
A نشأت می گیرد . (ویروس آنفلوآنزای خوکی (SIV) به بیماری آنفلوآنزایی اشاره دارد
که توسط اورتومیکوویروسها2 ایجاد میشود) . موارد
انسانی این بیماری بیشتر در افرادی رخ می دهد که در تماس با خوک ها هستند ، ولی
احتمال خطر ابتلا از طریق انسان به انسان نیز وجود دارد .
بار ديگر این ويروس
منتشر شد ، دامنه ي وسعتش گسترش يافت و همه ي دنيا را در خطر اين همه گيري قرار داد
.
ويروس توصيف شده ،
داراي دو آنتي ژن3 بر روي
سطح بيروني خود است
که (با واسطه پروتئین همآگلوتینین) به سلول هاي هدف متصل
می شود .
1 ويروس به سطح خارجي سلول هاي بيني ، ناي و
شش ها مي چسبد .
2 از طریق اندوسیتوز در وزیکولهای اندوزومی وارد میشود .
3 PH پائینی که در اندوزوم وجود دارد موجب تغییر شکل همآگلوتینین میشود و پوشش ویروس با غشای وزیکول در هم میآمیزد . به این ترتیب ، پوشش ویروس برداشته شده و کمپلکس ریبونوکلئوپروتئین به داخل سیتوپلاسم آزاد میشود .
4 کمپلکس در سیتوپلاسم باقی نمیماند بلکه به هسته سلول مهاجرت میکند . آنزیم RNA پلیمراز ویروس عمل نسخهبرداری را انجام داده و RNA با پولاریته مثبت را از روی RNA با پولارته منفی میسازد .
5 مولکولهای RNA که پولاریته مثبت دارند جهت سنتز پروتئین در سیتوپلاسم سلول میزبان مورد استفاده قرار میگیرند . در مراحل بعدی ، به ترتیب همانند سازی ویروس و سنتز پروتئینهای ساختمانی انجام میشود .
6 پروتئینهای همآگلوتینین و نورآمینیداز به غشای سلول میزبان متصل شده و در سطح غشا جوانه میزنند . پروتئین M نیز سطح داخلی غشاء را مفروش میکند .
7 قطعات نوکلئوکپسید در مجاورت غشای سیتوپلاسمی قرار میگیرند و به تدریج از طریق جوانهزدن خارج میشوند .
*****
توضیحات : 1 بيماري حاد
تنفسی است که توسط ويروس هایی به همین نام بوجود می آید . ویروس های آنفلوآنزا ، در
خانواده اورتومیکسوویریده/Orthomyxoviridae (نوکلئوکپسیدی با تقارن مارپیچی دارند و حاوی پوشش هستند . ژنوم ِ .:کل محتوای DNAیک سلول که شامل DNA هسته ای و DNA سیتوپلاسمی
است ؛ و میتوکندری و کلروپلاست DNAهای اختصاصی دارند:. این ویروسها از 8
قطعه RNA تک رشتهای با پولاریته منفی تشکیل شده است) قرار دارند .
اورتو به معنی صحیح و میکسو به معنی موکوس یا همان مخاط میباشد ؛
چون ویروس به مخاط گرایش دارد . ویروس های این خانواده بر اساس اختلاف آنتی ژنیکی
نوکلئوپروتئین (NP) و پروتئین ماتریکس (M) به سه تیپ A و B و C تقسیم می شوند .
تغییرات آنتیژنی همواره در گروه تیپ A از ویروسهای آنفلوانزا و به
درجات کمتر در گروه تیپ B اتفاق میافتد اما تیپ C از نظر آنتیژنتیک ، پایدار است
. 2 واژه اورتومیکوویروس/Orthomyxoviruses به علت تمایل ویروسهای این
خانواده برای اتصال به موسینها و گلیکوپروتئینها انتخاب شده است . 3 در آنفلوآنزا A و B
دو نوع گلیکوپروتئین سطحی NA, HA وجود
دارند اما آنفلوآنزای C فقط یک نوع گلیکوپروتئین در سطح خود دارد (که کار دو نوع
گلیکوپروتئین را یکجا انجام می دهد) .
سطح بیرونی ویروس از غشاء لیپیدی دولایه تشکیل شده که منشاء اصلی
آن از غشاء سلول میزبان است بر روی این غشاء دو لایه برجستگی هایی (Spike) به تعداد
۵۰۰ عدد از جنس گلیکوپروتئین وجود دارد که آنتی ژن های اصلی و در معرض ویروس هستند
و به نام های هماگلوتینین (Haemaglutinin=HA) و نورآمینیداز (Neuraminidase=NA)
نامیده می شوند . HA به شکل میله ای بوده و از سه زنجیر پلی
پپتیدی ساخته می شود و NA با سر برجسته خود شکلی شبیه قارچ دارد و
از چهار زنجیر پلی پپتید ساخته شده است . اندازه spike ها ۱۰ الی ۱۴ نانومتر بوده و
نسبت HA به NA تقریباً ۵ به ۱ می باشد . نورآمینیداز چنانچه از نامش پیدا است یک آنزیم است و برای
آزاد شدن ویروس از سلول میزبان لازم و ضروری است . ویروس آنفلوآنزای تیپ C (به جای دو
نوع معمول در تیپ های A و B) فقط یک نوع گلیکوپروتئین سطحی به نام Haemaglutinin
Esterase Fusion=HEF دارد که نقش دوگانه ایفا می کند.
ویروس آنفلوآنزا تیپ A در میزبان های مختلفی مثل انسان ، خوک ، اسب و
گونه های وسیعی از پرندگان قادر به ایجاد بیماری بوده و در نتیجه تنوع آنتی ژنیکی
ویروس های جدا شده زیاد بوده و سویه های بیشتری را شامل می شود . عفونت انسانی با
ویروس آنفلوآنزا A باعث التهاب حاد منتشر در حنجره ، نای و برونش ها به همراه التهاب
مخاطی می گردد .
ویروس آنفلوآنزا تیپ C فقط از بیماران انسانی جدا شده است .
ژنوم ویروس آنفلوآنزای B و A هریک از هشت
قطعه RNA تشکیل می شود اما آنفلوآنزای تیپ C فقط هفت قطعه RNA دارد .
ژنوم
ویروس قطعه قطعه می باشد و عفونت همزمان سویه های انسانی و پرندگان طی پدیده
نوترکیبی (Genetic Reassortment) می تواند باعث ظهور سویه های جدید ویروس گردد
.
ترکیب ساختمانی ویروس حاوی: ۸/۰% تا ۱% RNA و ۷۰% پروتئین ، ۲۰% لیپید و
۵/۰ تا ۸% کربوهیدرات می باشد .

پروتئین M۲=Matrix۲ به
تعداد کم در داخل غشاء قرار گرفته که به عنوان کانال انتقال یون عمل می کند
.
بیشترین مقدار پروتئین ویروسی مربوط به پروتئین M۱=Matrix۱ است که در زیر غشای
لیپیدی اسکلت ویروسی (Nucleucapside) را می سازد که ریبونوکلئوپروتئین ویروسی
را احاطه کرده است .
مثل این که بخواهد گلایه و در عین ِ حال ملامتم کند ؛ صورتش را چرخاند طرفم و ازم پرسید : تو هیچ وخ براش گریه نکردی ، کردی ؟
گفتم نه ، اما داشتم دروغ می گفتم . یک ماه پیش ، رفته بودم بالای سر گل گیسو که خوابیده بود و سگ قهوه ای ِ عروسکی اش را هم - که گوش های بزرگی دارد و می افتد روی چشم هایش و انگار تویش شن ریخته باشند ، نمی تواند سر پا بایستد و زرتی پخش زمین می شود - گرفته بود بغلش .
برای همین ، وقتی که آمدم ببوسمش ؛ دیدم که گونه ام خورد به یک جای خیس روی بالش . این شد که فهمیدم دلش برای مادرش تنگ شده و آمده این جا زیر لحاف و برای خودش یک دل ِ سیر ، بدون آن که من بو ببرم گریه کرده . وگرنه ، هیچ دلیلی نداشت بدون این که شب به خیری چیزی بگوید ؛ یکهو بدود توی اتاقش و لحافِ مخمل ِ قرمز ِ سوزن دوزی شده اش را که مادربزرگش بهش هدیه داده ، بکشد روی سرش .
همان جا بود که یک دفعه دیدم دلم هوای مادرم را کرده و مثل این که لوله ی یک قیف باشد ، هی تنگ تر و تنگ تر شد . آن قدر که ناچار شدم بروم توی اتاق خودمان . روی تخت دراز بکشم و توی تاریکی ؛ برایش اشک بریزم . آن هم بعد ِ بیست سال که از مُردنش می گذشت و خیلی وقت بود که بین ما نبود .
برف باريدنش تمام شده بود و حالا کمي از ماه ، از پشت يک تکه ابر بيرون زده بود و روي زمين نقره مي پاشيد . ياد ِ بچگي هايم افتادم . ياد شبي که با مادرم روي پشت بام ِ خانه مان خوابيده بوديم و او ازم خواسته بود به ماه نگاه کنم و خودم ببينم که چه قدر قشنگ شده . و ببينم که چه طور دارد توي دل شب ، جلوه گري مي کند براي خودش .
که گفته بودم شب هايي که ماه کامل است ؛ فکر مي کنم دارم از تهِ يک چاهِ سياه و تاريک ، به دهانه ي چاه که خود ِ ماه باشد نگاه مي کنم . يعني فکر مي کنم شب نيست . بلکه من تهِ يک چاهم و آن بيرون روز است . و بعد که اين طور فکر مي کنم ؛ دائم ِ خدا از خودم مي پرسم من اين ته چه کار می کنم و حالا چه طور بايد خودم را برسانم آن بالا ؟ اين است که مي ترسم بهش نگاه کنم و تا خوابم ببرد ، دل شوره دارم که مبادا براي هميشه اين ته بمانم و هيچ وقتِ خدا نتوانم خودم را برسانم آن بالا . و او مرا گرفته بود بغلش و به خودش فشار داده بود و بهم گفته بود نترس عزيز ِ دلم . هر وقت که باشه ازش مياي بيرون .. *

* کتاب کافه پیانو - فرهاد جعفری
دشتهايي چه فراخ !
كوههايي چه بلند
در گلستانه چه بوي علفي ميآمد !
من در اين آبادي ، پي چيزي ميگشتم :
پي خوابي شايد ،
پي نوري ، ريگي ، لبخندي !

پشت تبريزيها
غفلت پاكي بود ، كه صدايم ميزد .
پاي نيزاري ماندم ، باد ميآمد ، گوش دادم :
چه كسي با من ، حرف ميزند ؟
سوسماري لغزيد .
راه افتادم .
يونجهزاري سر راه .
بعد جاليز خيار ، بوتههاي گل رنگ
و فراموشي خاك .
لب آبي
گيوهها را كندم ، و نشستم ، پاها در آب :
" من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هوشيار است !
نكند اندوهي ، سر رسد از پس كوه .
چه كسي پشت درختان است ؟
هيچ ، ميچرخد گاوي در كرت
ظهر تابستان است .
سايهها ميدانند ، كه چه تابستاني است .
سايههايي بيلك ،
گوشهاي روشن و پاك ،
كودكان احساس ! جاي بازي اينجاست .
زندگي خالي نيست :
مهرباني هست ، سيب هست ، ايمان هست .
آري
تا شقايق هست ، زندگي بايد كرد .
در دل من چيزي است ، مثل يك بيشه نور ، مثل خواب دم صبح
و چنان بيتابم ، كه دلم ميخواهد
بدوم تا ته دشت ، بروم تا سر كوه .
دورها آوايي است ، كه مرا ميخواند . "
فولدر به فولدر عقب رفتن ! عکس به عکس دقت کردن ! ماه به ماه تداعی شدن !
در یک چشم به هم زدن سنجاق می شوی به یک سال گذشته ات ! دلت می خواهد همان جا برود که دل ِ او رفت ! پشت تبریزی ها ، پی نوری ، ذوقی ، لبخندی ! همین روزها بود ! یکمی عقب یکَمکی جلو ! من چه سبز شدم آن روز لب آن رود ! و چه زیبا بود منظره ها همراه با این شعر !
پ.ن: عکس: تابستان 87 - تبریز
* سهراب می گوید !
آمرزش تو از گناهم ، و گذشت ِ تو از خطاهایم ، و بخششت از ظلمم ، و پرده پوشیت از عمل ِ
زشتم ، و حلم و بردباریت بر جرم و گناهِ بسیارم که به عمد و یا خطا کردم ، مرا به طمع انداخت
که از تو درخواست کنم چیزی که استحقاق آن را ندارم ، و تو به لطف و رحمتت روزیم گردانیدی
، و قدرتت را در آن به من نشان دادی ، و اجابتت را شناساندی تا با دل مطمئن تو را خواندم ، و
با انس و رغبت و بی ترس و مهبت از تو حاجت طلبیدم ، و با ناز و دلال بر آنچه می خواستم
تقاضا کردم ، و اگر دیر حاجتم برآوردی از نادانی بر تو عتاب کردم ، در صورتی که تاخیر حاجتم
مرا بهتر بوده چون تو دانا به عاقبت امور ِ خلقی ، پس من هیچ مولای کریمی را بر بنده ی لثیمی
صبورتر از تو بر خود ندیدم !

ای نازنین ِ من !
تو مرا دعوت می کنی من از تو روی می گردانم ، تو محبت افزون می سازی و من با تو به
خشم می آیم ، و با من دوستی و شفقت می کنی و من از جهل نمی پذیرم ، که گویا مرا بر
تو حق نعمت و منت است ، نه تو را بر من !! ! و این ناسپاسی من مانع از افاضه ی رحمت و
احسانت بر من نشد و از فضل وجود و کرمت نکاست ؛ پس به حال این بنده ی نادانت رحم کن و
به فضل و احسانت بر او ببخش که تو بسیار با بخشش و کرمی ..
پ.ن1: دوست داشتنی های دعای افتتاح
پ.ن2: برای همه ی بهنام هایی از جنس بهنام سال ۷۵
در تنور فردا
خاکستر می شوند !
بیا ساعت ها را بشکنیم
تا کودکی برای همیشه بماند ..


